نشانه های ظهور و عبرت
در روایات معتبره یکی از نشانه های ظهور اخرین سفیر الهی و اخر الزمان خشک شدن دریاچه های ارومیه { چی چست } و دریاچه ی قم هستند اگر تمام عالمان و دانشمندان دنیا جمع شده ...
در روایات معتبره یکی از نشانه های ظهور اخرین سفیر الهی و اخر الزمان خشک شدن دریاچه های ارومیه { چی چست } و دریاچه ی قم هستند اگر تمام عالمان و دانشمندان دنیا جمع شده ...
گیمیلو بزرکترین اختلاس گربابلی در دوران کوروش بزرگ الواح معبد »ا آنا« اختلاسهای گیمیلو بابلی را با زبان بی زبانی برای ما بازگفته تا امروز کهنترین اختلاس تا...
چگونه حکیم ابوالقاسم بزرگ مرد سخنور پارسی به فردوسی معروف گشت : هنگامیکه حکیم ابوالقاسم دارفانی رابدرود گفت ، علما ومردم شهر دفن اورا در قبرستان مسلمین مانع شدند ...
بنام انکه وعده ی عذاب داد در کلام خود به ظالمان و مستکبران جلو بانک ایستاده بود کف دستشو باز میکرد میبست گریه میکرد بعدش به اسمان نگاه میکردخوب با هم نون نمک خورده ب...
حال روز شیخان بظاهر متقی ابوالحسن خرقانی می گوید: جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد...!!! اول:مرد فاسدی از کنارم گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد!!! او گفت؛ا...
چند ماهی میشد که بعلت مشغله ی کاری و حضور در مجلس نتونسته بود به حوزه ی انتخابیه اش بیاد ایشون به صاحب سخنرانیهای اتشین معروف بود بی محابا فقط میگفت میگفت میگفت!!!!!! ه...
بنام انکه از روح مقدس خود دمید در جسم بیجان انسانها داستان زن گرفتن کربلایی قدرت کربلایی قدرت انسانی است بسیار فهمیده و دانا گرچه سواد حتی خواندن نوشتن هم ندارد اما ...
بنام انکه افرید انسان را خدا شانس بده ... والله انصافا پسر خوبی بود سر بزیر کم حرف / بخصوص خوش برخورد 35 سالش بود که هنوز ازدواج نکرده بود تو اداره بچه ها سر بسرش میذاشت...
مغازه پسرم روبروی گلزار شهداستعادت دارم بعد نماز صبح میروم کمی راهپیمای و پیاده روی بعداز نانوایینان تازه میگیرم برای صبحانه میرم مغازهسماور را روشن میکنم تا پسرم ...
♫♫ شکیلا … نوایی نوایی♫♫ نوایی نوایی نوایی نوایی .. همه باوفایند تو گل بیوفایی .. غمت در نهانخانه دل نشیند .. بنازی که لیلی به محمل نشیند .. به دنبال محمل سبکتر...
فرافکنی به چه معناست!! ؟؟؟ آنچه در فرافکنی اتفاق میافتد این است که ما ناخودآگاه آن رفتار یا طرز فکر خود را که نمیپسندیم به دیگران نسبت میدهیم. فرافکنی ...
احمد اقا یک مدیر دولتی بود با در امد کلان دوتا بچه داشت یک دختر یک پسر همسرش هم که الا ماشاالله از هیچ مدی نمیگذشت چون درامد شوهرش خیلی بالا بود از اون حقوق های نجوم...
پیر مرده همیشه خدا تا هوا گرم میشد میرفت پشت بام یه جاجیم می انداخت یه تشک و بالش سماورش هم بغل دستش مشغول کشیدن قلیان میشد وبه رفت امد مردم نگاه میکرد حتی نماز...