مکر زنان اما زیباااااااا
من عادت دارم وقتی از خونه میرم بیرون به همه سلام کنم چه بزرگ چه کوچک چون سلام هم سلامتی میاره هم محبت داشتم میرفتم نگاهی به مغازه اش کردم دید...
چشمهای گریان یک زن
عصری اومدم خونه متوجه شدم مهمون داریم یاالله یا الله رفتم تو، دیدم همسر یکی از عزیزانم خونه ی ماست، بعد ...
شانس اوردی اسمش کبرا نبوده
انکه رحمن الرحیم است فقط اوست ساعت 9 شب بود بهم زنگ زد سلام حاجی دیدم اقا سیروسه گفتم سلام سالار چطوری ؟ گفتم اصلا خوب نیستم گفتم چرا چی شده؟ گفت خونه ای ؟ گفت...
هر دم از این باغ بری میرسد
عصری حاج اسگندر بهم زنگ زد از همرزمان دوران دفاع مقدسه، انسانی مقید و مومن و خدا ترسه دیدم داره گریه میکنه، نمیتونه صحبت بکنه گفتم حاجی چی شده انفاقی افتاده؟؟؟؟؟ ...
نون و القلم و .......
بنام انکه افرید قلم و بیان را مدتی بود ندیده بودمش، بد جوری هوس دیدنش زد بسرم رفتم محل کارش که تقریبا خارج از شهر بود خوب رئیس دانشگاهه و هزار گرفتاری انهم در ا...
شورای شهر
بنام الله در هم کوبنده ی ظالمان حاج محمد و همسر گرامیشون حق زیادی بگردن من و بچه هام داره هر دو از فرهنگیان باسابقه هستند خیلیها دوستشون دارند یه روز زنگ زد بعد...
اخر عاقبت ادمای خود شیفته
بنام انکه دوستددارد صداقت و افتادگی را دوران خدمت دوستی داشتیم به اسم داریوش بچه ی تهران بود از بس متکبر و خودشیفته بود، به همه میگفت تو حرف نزن دهاتی تیر ماه س...

