تبلیغات در ارم بلاگ


» شورای شهر

شورا

 

بنام الله در هم کوبنده ی ظالمان

 

حاج محمد و همسر گرامیشون حق زیادی بگردن من و

بچه هام داره هر دو از فرهنگیان باسابقه هستند

خیلیها دوستشون دارند

یه روز زنگ زد بعد احوالپرسی گفت حاجی میخوام برای

شورا ثبت نام کنم نظرت چیه ؟

گفتم خوب تو تلفن که نمیشه باید حضوری صحبت کنیم

فرداش دیدم اومد خونه ، نشستیم بعد چایی و میوه گفتم خوب

پس میخوای انشاالله تو انتخابات شورا شرکت کنی

گفت بله  میخواستم نظر شما را بدونم

گفتم حاجی محمد با شناختی که از شما و خانواده و زندگیتون دارم

من صلاح نمیدونم چون شورا بری حتما الوده میشی

دیگه این عزت احترامی که داری  را نخواهی داشت بخاطر بعضی

مسائل/ گفت چه مسائلی گفتم خودت برو تو شهر نگو میخوام شرکت

کنم اما بپرس ببین اوضاع چطوره بعد تصمیم بگیر

رفت / یه روز دیدم یه دعوتنامه اوردند دیدم بله حاج محمد برای شام

دعوت کرده فهمیدم که تصمیم گرفته شرکت کنه

زنگ زدم گفتم حاجی شرمنده ام نمیتونم بیام

خیلی اصرار کرد قبول نکردم، عصری دیدم با همسرشون که ارادت

خاصی دارم خدمتشون اومدن دم در گفت نیایی ، نه من نه تو ،

تازه باید صحبت هم بکنیگفتم نه دیگه این یکی را خط بکش

شب رفتیم زورکی بلندمون کردند کمی صحبت کردم

تبلیغات و رای گیری تموم شد اقا محمد با شناختی که مردم

ازش داشتن بالاترین رای را اورد

سه سالی گذشت گاهی میدیدم احوالپرسی میکردیم

تا اینکه  شایعه شد تو شهرداری چند میلیارد اختلاس شده

بازرس و بگیر و ببند و عزل شهردار و چند نفر از شورایی ها

را هم دادگاهی کردند

یه روز اتفاقی دیدمش گفت حاجی به حرف شما گوش نکردم

ضررشو کشیدم فقط خدا را شکر تو این مسائل من دخالتی نداشتم

اما خیلی اذیت شدیم

اش نخورده دهن سوخته

اره عزیزان در انتخاب هر شغلی / مسئولیتی همه جوانب

کار را در نظر باید گرفت فقط بفکر مقام نباید بود چون گاهی همین

مقامها ،دنیا و اخرت و ابروی انسان را بباد میده

 

فرم ارسال نظر



  برترین وکیل   |   ارم بلاگ  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله