موضوع : | بازدید : 0 | تگ ها :
تاريخ : سه شنبه 28 اسفند 1397 | 23:47 | نویسنده : پویا

 

 

 

حاجی خانم چند روزی بود پکر بود.

خوب منم طاقت ناراحتیشو ندارم انگار دنیا رو سرم خراب میشه.

صداش کردم گفتم حاج خانم مرگ حاجی چیزی شده . بگو دارم

پس می افتم.

گفت ای وا خدا نکنه حاجی تو چرا بمیری اونایی بمیرن که

اموالمونو دزدیدند.

گفتم خوب بگو ببینم چراپکری عزیز دل حاجی؟؟

گفت  حاجی دقت کردی این حضرات هرچی میگن برعکسش

اتفاق می افته؟

گفتم خوب چی گفتن که برعکس شده.

گفت شیخ حسن مگر چند هفته پیش تو سخنرانیش نگفت تا بحال

هیچ زنی اختلاس نکرده هرچی اختلاس شده توسط اقایون بوده

گفتم خوب
 
گفت مگر نشنیدی یک خانمی  هم کلی از اموال مردم را اختلاس

کرده رفته کانادا.

گفتم ای شیرین زبان حاجی  . اینا خودشون میدونند اما از گفتن

این چیزا پیش دستی کردنه . ما مردم ساده هم میگیم بله بله

شیخ اون حرف پیشا پیش زده که پیش دستی کنه تا رقیبشو

خراب کنه

.گفت راست میگی حاجی من به اینش فکر نکرده بودم.

گفتم عزیز حاجی همه اینها سر زر زیور دنیا و مقامه نه بخاطر

دلسوزی به مردم .

گفت حاجی یعنی خداوند قهار اینهارا قصاص میکنه بخاطر این

همه دغل و زیانکاری؟

گفتم بله عزیز حاجی . وعده  های خداوند منان تخلف ناپذیره

حالامهلت داده  که هیچ اینها را بحال خودشان واگذار کرده روز

موعود حتما باید جواب پس بدهند در پیشگاه حضرت باریتعالی.

گفت انشاالله حاجی خدا از دهنت بشنوه.


 



موضوع : | بازدید : 0 | تگ ها :
تاريخ : سه شنبه 28 اسفند 1397 | 23:36 | نویسنده : پویا



موضوع : | بازدید : 2 | تگ ها :
تاريخ : پنجشنبه 23 اسفند 1397 | 3:16 | نویسنده : پویا

 

 

خداوند تبارک و تعالی  همه ی بچه های ایرانمو از بلیات
 
ارضی و سماوی و مسئولین حریص محفوظ مصون بدارد

امین یا رب العالمین.

این نوه ی شیطان منم تازگیا سیاسی شده . ستاره گل بابا

که تو کلاس 5 ابتدایی هست اومده میگه بابا پویا یه سئوالی دارم .

گفتم بپرس عزیز دل بابا

میگه بابا پویا اختلاس یعنی چی؟

گفتم عزیز بابا اون قدیما که ما بچه بودیم و عیدی هم روبراه بود

خدا بیامرز مامان بزرگت نزدیک عید  برای هر کداممان یک قلک

میخرید. اون موقع ها هم قلک پلاستیکی نبود همش سفالی بود. مال

استاد کارهای همین همدان خودمان . میگفت بچه ها عیدی خودتان

را بریزید تو این تا گم نشه.

بعد از عید ما هرچی میگشتیم دنبال قلکمون پیداش نمیکردیم.

هرچی از مامان میپرسیدم قلکمون کو؟؟؟؟

میگفت :

هپو برده. پیشی برده.

این یعنی اختلاس عزیز دل بابا.

گفت بابا بزرگ یعنی اختلاس از قدیم بوده ؟

گفتم اره عزیزم پایه گذار اختلاس خانمها بودن فداتشم.این اقایونی هم

که اختلاس میکنند اینها را هم زنا از راه بدرشون کردند. والا مرد جرات

نداره که اختلاس کنه.
 
البته از این مردا کمه فداتشم بیشتر زن ذلیلها باحرف زنشون میرن

اختلاس میکنند.
 
عزیز دلم یادت باشه کسانی که اختلاس میکنند حتما مشگلی در

تولدشون بوده ،

ادم  با خانواده هیچ موقع اموال مردم را نمی دزده فداتشم.

بار کج هم به منزل نمیرسه روزی از حلقومشون میکشن بیرون

عزیز دل بابا.

ستاره بابا گفت بابا پویا من هیچ موقع اختلاس نمیکنم

خندیدم گفتم بابا قربونت بره  تو خانواده ما هیچ موقع مال

حرام نبوده انشاالله که در اینده هم نخواهد بود.



موضوع : | بازدید : 4 | تگ ها :
تاريخ : يکشنبه 19 اسفند 1397 | 0:30 | نویسنده : پویا

 

 

وای بر این مسلمانی ما؟؟؟؟
یه پاتو بردار مسلمان!!!
توی سال هایی که "روایت فتح" شب‌های جمعه پخش می شد،
یه خاطره ازیه رزمنده پخش شد که داستان اینجوری بود :
دو تا قایق کنار هم ایستاده بودن که یکی پشت جبهه می رفت
یکی سمت عملیاتی بی بازگشت !!
راوی می گفت : دو دل بودم؛ یه پام تو این قایق بود یه پام تو اون قایق
شهید (که اسم اش خاطرم نیست) به راوی می گه : یه پا تو بردار!..

حالا هم یکی باید پیدا بشه تا به بعضی از ما بگه : یه پاتو بردار ..
بگه حاجی تو که همه ی اموالت خودت هم میدونی حرامه . همش هم
دم از ولایت میزنی ، لطفا یه پاتو بردار؟؟؟

حاجی خانم تو که همیشه خدا فقط یه چشمت بیرونه!! به همه هم گیر میدی
اما دختر پسرت دور از چشم تو تو عروسیا سنگ تموم میزارن یه پاتو بردار!!

حاجی تو که همیشه خدا پشت ترازو تسبیح بدست اسغفرالله  و سبحان الله
میگی اجناس انبارتو با قیمت های جدید قالب میکنی یه پاتو بردار!!

حاجی تو که همیشه خدا صف اول نمازی . اما با سرنگ به مرغا اب تزریق
میکنی یه پاتو بردار!!

حاجی تو که پینه پیشانیت 300 گرمه  . بتو اطمنان کردند اموال مردمو
در اختیارت گذاشتند حالا چند میلیارد گم شده یه پاتو بردار!!

حاجی تو که بالای منبر مردم را به تزکیه نفس دعوت میکنی . اما اقا
پسرت تو امریکا فیلمهای مبتذلشو پخش میکنه یه پاتو بردار!!

حاجی تو که مرگ بر امریکا گفتنت گوش عالمو کر کرده اما دختر پسر
نازت دارن اب امریکا را میخورن یه پاتوبردار!!

حاجی تو که هیچ موقع تو صف نیستی مردمو به ارامش دعوت میکنی
  یه پاتو بردار!!

حاجی شما که دیروز از دزدیهای فلانکسک  دم میزدی. امروز پرونده ات
رو شده یه پاتو بردار!!
حاجی شما که دم بساعت از خدا و پیامبر دم میزنی  تو خونه هم پای
ماهواره نشستی اما ماهواره همسایتو لو میدی یه پاتو بردار!!
«استغفرالله ربی و اتوب الیه»

 

 



موضوع : | بازدید : 86 | تگ ها :
تاريخ : يکشنبه 19 اسفند 1397 | 0:24 | نویسنده : پویا

 

 



موضوع : | بازدید : 104 | تگ ها :
تاريخ : دوشنبه 6 اسفند 1397 | 12:18 | نویسنده : پویا



موضوع : | بازدید : 107 | تگ ها :
تاريخ : دوشنبه 6 اسفند 1397 | 12:17 | نویسنده : پویا

 

 

 

اگر توی دنيا پول داشته باشی افتخار، اعتبار، شرف، ناموس و

همه چيز داری. عزيز بی جهت می شی، ميهن پرست و باهوش

هستی، تملقت را می گند و همه كار هم برايت می كنند.

پول ستار العيوبه. اگر پول دزدی بود می توانی حلالش بكنی

و از شير مادر حلالتر می شه و برای آن دنيا هم نماز و روزه
 
و حج را می شه خريد. اين دنيا و آن دنيا را هم داری، حتی پولت

كه زياد شد آن وقت اجازه داری بری خونه ی خدا را هم زيارت
 
بكنی. همه جا جاته و همه ازت حساب می برند و بالای دست همه

می نشينی و سر سبيل شاه هم نقاره می زنی.

كسی كه پول داشت همه ی اينها را داره و كسی كه پول نداشت،
 
هيچ كدام را نداره، گوشت را باز كن: پول پيدا كردن آسانه اما پول

نگه داشتن سخته. بايد راه پول جمع كردن را ياد بگيری. من موهام

را تو آسياب سفيد نكردم. پيدا كردن پول به هر وسيله كه باشه جايزه،
 
حسن آدم پيدا می شه، اين را از من داشته باش. آنوقت مهندس

تحصيل كرده افتخار می كنه ماشين كارخانه ی تو را راه بندازه، معمار

مجيزت را می گه كه خونه ات را بسازه، شاعر می آد موس موس می كنه

و مدحت را می گه،نقاشی كه همه­ ی عمرش گشنگی كشيده تصويرت را

می كشه. روزنامه نويس، وكيل و وزير همه نوكر تو هستند. مورخ شرح

حال تو رامی نويسه و اخلاق نويس از مكارم اخلاقی تو مثل می آره.

همه اين گردن شكسته ها نوكر پول هستند.

می دانی علم و سواد چرا به درد زندگی نمی خوره؟ برای اينكه

باز بايد نوكر پولدارها بشی، آنوقت زندگيت هم نفله شده.

تو هنوز نمی دانی زندگی يعنی چی!

 

 

صادق هدایت

 


 

 



موضوع : | بازدید : 110 | تگ ها :
تاريخ : پنجشنبه 2 اسفند 1397 | 17:23 | نویسنده : پویا