تبلیغات در ارم بلاگ


» برای بی کسی هایم دوا داری ؟

دوا

 

غریبم مثل یک نرگس


میان باغ شمعدانی


شبیه قایقی تنها و سرگردان


میان موج دریاها

من آن ماهی سرخم که


درون حوض میگردم پی دریا


و من میمیرم و افسوس من باقیست

من آن محبوس در بندم


که از پرواز می خواند


دلم از غصه می سوزد


ولی آواز می خوانم


دو بالم زخمی و اما


دلم پرواز می خواهد


جهانم گم شده


دیوارها گمنام و سرسختند


در این بیگانگی دستی پناهم نیست


پر از آهم، پر از حسرت


ولی در آسمان جایی برایم نیست


به دیوارها می کوبم و از درد می نالم


خداوندا در این محبس دوایی نیست

حصاری مانده با کابوس تنهایی


چگونه سر کنم این عمر اجباری


تو که درمانگری و درد من دانی


بگو آیا؟؟؟؟


برای بی کسی هایم دوا داری ؟


 

  "مهتاب محمدی راد"

فرم ارسال نظر



  ارم بلاگ   |   برترین وکیل  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله