تبلیغات در ارم بلاگ


» قدمگاه من در اوردی

قدمگاه

 

سال 57 بود که بخاطر چند اعلامیه حضرت امام از طرف ضد اطلاعات

محل خدمتم منو به بندرعباس تبعید کردند.
 
چون از قدیم بندرعباس به اسم تبعید گاه معروف بود. خیلی ناراحت نگران بودم
 
22 مهر ماه بود که من خودمو به یگان محل خدمتم معرفی کردم
 
در  خیلی از شهرهای ایران گاهی مردم تظاهرات و  تحصن راه می انداختند
 
اما بندر عباس هیچ خبری نبود
 
کم کم دیگه با مردم اشنا شدیم . چه بچه های با معرفتی بودند
 
خون گرم  . مهما ن نواز . مردانه
 
خانمهاشان هم با حجاب مخصوص خود انسانهای والایی بودند
 
در 25 کیلومتری بندرعباس کوهی هست به اسم { کوه گنو }
 
که سایت رادار نیروی هوایی رو همین کوه هست
 
باغ بزرگی هم که همه نوع میوه حتی سردسیر در ان باغ بود
 
پائین کوه گنو اب معدنی خوبی هست که هر سال دو سه بار برای

اب تنی در اواخر ابان و یا اوایل دی ماه میرفتیم چند ساعنی در داخل
 
این اب معدنی که ابش بسیار نافع بدن هست  تن را به اب می سپردیم

سال 60 رفتیم برای ابتنی در  پای کوه گنو  وقتی وارد شدیم
 
سمت چپ تو سینه کوه دیدم یک اتاقکی کوچک درست کردند
 
بالای در وردیش نوشتند قدمگاه به همسرم گفتم مگر اینجا قدمگاه بود ؟
 
گفت نه تازه درست کردند . پیر زن و پیر مردی هم جلودربش نشسته بودند
 
رفتم سلام دادم پرسیدم پدر جان اینجا  قدمگاه کیه؟
 
گفت قدمگاه حضرت علی علیه السلام. گفتم اینجا که قدمگاهی نبود
 
کی درست کردند  گفت نه بود از قدیم بود
 
عجبببببببببببببببببببب؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!
 
رفتیم داخل دیدم یک سکوی کوچکی درست کردند روی سکو  یک سنگی
 
به اندازه ی یک متر در نیم متر گذاشتند / وسطش شبیه پای ادمی هست
 
معلوم بود که سنگ اهکی بود بخاطر تاثیرات جوی این نقش پا روش بوجود امده.
 
حالا سی و اندی سال گذشته من خبر ندارم ایا بازم این قدمگاه هست یانه؟
 
اگر از عزیزان بندر عباسی این داستان را میخونند در نظرات بفرمایند
 

ایا این قدمگاه بازم هست یا نه ؟

 


فرم ارسال نظر



  ارم بلاگ   |   برترین وکیل  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله