» حس ناخود اگاه

گفت چند وقتی بد جوری یه حسی ناخود اگاه داره اذیتم میکنه
گفتم چه حسی؟
گفت اخه نمیشه بگم، میترسم برام بد بشه
گفتم چرا مگر این حس حس بدیه؟
گفت نه همون حسیه که خیلیا دارن و بهش هم رسیدن
گفتم حالا بگو ببینم ناز نکن
گفت بکسی نمیگی ؟
گفتم تا حالا کدوم اصرارتو فاش کردم که این دومی باشه
گفت باشه میگم تو را خدا بکسی نگی؟
گفتم قول میدم
گفت یه مدتی بدجوری این حس بهم میگه برو پولدار شو
خندیدم گفتم ای بابا فک کردم میخوای بری اونور اب، یا
میخوای بری جزو گروهک تکفیری داعش بشی، اینکه
دیگه ترس نداره
گفت چرا خیلی میترسم یه موقع زد پولدار شدم بهم تهمت
بزنن که دزدم یا اختلاس کردم، گفتم از من میشنوی این حسو
ولش کن اخر عاقبت نداره ، البته چون دوستت دارم اینو بهت
گفتم / گفت راست میگی اره ولش میکنم البته باید روش فکر کنم
گفتم این جمله را نگو که خیلی بدم میاد
گفت چرا مگه بد گفتم؟
گفتم یادته یه دختره طفل معصوم از محمد رضای گلزار خواستگاری کرد،
گلزار هم گفت روش فکر میکنم؟
گفت اره یادمه / گفتم خوب با این جمله بد این دختره طفل معصوم
امیدوارشد که گلزار ازش خوشش اومده گفته روش فکر میکنم
تا حالا هم روز و شب ، شبو روز میکنه منتظره گلزار فکر کنه جواب بله
را بگه / دریغ از فکر کردن اصلا یادش رفته ازبس دور برش دختر ریخته
واسه همینه از این جمله بدم میاد/ من هیچ موقع دیگه فکر نمیکنم
هرکاری راهمون اولش انجام میدم یا نمیدم
ادمیزاده دیگه، خداوند فرموده { ان الانسان نسیا }
بدرستی که انسان فراموشکارزاده شده ،
یه قولی را میده بعد فراموش میکنه با این کارش مرتکب معصیت
ناخواسته میشه، مثلا همین مسئولین چقدر قول دادند در مورد
مشکلات مردم فکرکنن بعد جواب بدن اصلا یادشون رفت که
همچی قولی دادن ،یا قول دادن هیچی راگران نکنن
حالا مردم بیچاره هم چششون به اخبار صدا و سیماست که بگه فلان وزیر یا فلان
وکیلی یا مدیر این قولی را که داده بود عمل کرد مردم هم کمی شاد بشن
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ (2)
كَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ (3)
سوره صف


وبلاگ زندگی عاشقانه