» پهلوان دوران
پهلوان دوران

سلام پهلوان
وقتی نامه ی دلجویی همسر پهلوان وطنمو دیدم
هم اشگ ریختم هم افرین گفتم به این بانوی فداکار
حیفم اومد دلنوشته ی این بزرگوار را در وبلاگم قرار ندم
چه زیبا چه پر معنا و عاشقانه و عارفانه
********************
{ هر چقدر عاشقى بلدم خرج تو مى كنم }
قهرمان زندگى من! در شش ماه اخير خانه دل ما پر
از خلأ و رويا و اميد بود. عجب تضادى !
تو مصدوم شدى. موجودى از جوهره بودنِ من و
تو شكل گرفت و شد دليلِ شادى هاى روزهاى كم
نورمان. تو بودى و نبودى. اولين تجربه هاى مادرى
را تنهايى سپرى كردم و سرسپرده صدايت شدم.
هراس نبودنت و دردهايى كه خبر از آمدن الهه عشق
ميداد عجب خوب با هم عجين شدند. شايعه هاى
مهمل، درد پايت را دو چندان كرد. دست به دست
هم مچاله اشان كرديم و يكضرب پرتابشان كرديم
به دورتر از مرزهاى ريو.
الهه عشق در روزهاى گسِ دورى خبر از تولد مى داد.
سلين آمد و تو رفتى براى اردوهاى بلند مدت. راستى
بهدادم چه خوب كه الهه عشقمان نوزاد است و يادش
نمى ماند روزهاى اول خنده و گريه هايش را بابايى نبود و نديد.
پشت تلفن دلداريم دادى و بغض هايت را شنيدم،
روى ذره ذره قلبم حسش كردم. اشك نريختم ولى
گونه هايم خيس شد از دوريت.
دردها را سركوب كردى و با ايمان رفتى.
رخسارت دلم را پاره پاره كرد و ژرفاى زنانگى امانم نداد.
سه چراغ سفيد ثانيه ها چرخيدند و رقصيدند ولى ژورى
چراغ ها را خاموش كرد.
سحرگاه ٢٧ مردادماه شايد بخاطر ناداورى ها براى من
و تو تاريك باشد ولى بلند شو عزيزترينم استوار و پابرجا
برگرد و آينده را چراغانى كن. تو بدان هميشه قهرمان
زندگى منى. مرد طلايىِ من، با تو ركورد تمام دوست
داشتن ها را زده ام.
طلوع آفتاب را به تماشا مى نشينم و خدا را
شكر مى كنم سالم هستى
***********************
با ارزوی موفقیت ، خوشبختی برای این فرزند برومند ایران
همراه با همه ی جوانان عزیز ایران


وبلاگ زندگی عاشقانه