تبلیغات در ارم بلاگ


» فرشته

فرشته

فرشته

عصری بد جوری دلم گرفت زدم بیرون


پیاده راه افتادم خیابان تختی را بطرف میدان امام


از امام پیچیدم بطرف بوعلی


چشمم خورد به مردی حدود همسن خودم تکیه داده بود به


درب یه مغازه ی بسته


ناخود اگاه نگاش کردم / لبخند رو لباش بود

اونم همینطوری که میخندید


بمن نگاه میکرد/ بخودم جرات دادم رفتم جلو/ سلام دادم با

خوشرویی و لبخند


جواب داد/ طوری دستشو دراز کرد بطرفم از


خودم خجالت کشیدم


انگار سالهاست منو میشناسه/ گفت منتظرت بودم /


پرسیدم منتظر من ؟


گفت اره خدا بهم گفت همینجا وایستا الان میاد


مگه تو فرشته نیستی ؟


گفت الان تو میدونی من چی میخوام


احساس کردم باید گرسنه باشه


گفتم میدونم میخوای با هم بریم یه شام خوب بخوریم


اومد نزدیک بغلم کرد گفت خدا بمن دروغ نمیگه تو فرشته هستی


بد جوری بغضم گرفته بود/ دستشو گرفتم رفتیم میدان بوعلی


رفتیم یه رستوران / سفارش غذا دادم با چه اشتهایی میخورد


اشتهای منم غوغا کرد با هم یه شام مفصل خوردیم


با هم اومدیم بیرون من یه پنجاهی گرفتم طرفش


خنده از رو لباش رفت / فهمیدم ناراحت شد / معذرت خواستم


گفت شما فکر میکنی من گدام / گفتم داداش اسمتو نگفتی


گفت غلام شما منتظر الله / عجب ؟؟؟؟؟؟؟ گفتم


منو ببخش بخدا منظوری


نداشتم / کارتشو در اورد جانبازبود

گفت من منت کسیو نمیکشم حتی .......و چون کارم


برای خدا بوده


خدا هم همیشه فرشته هاشو میفرسته سراغم


گفتم شبا کجا میخوابی


گفت زیر سایه فرزند امام زین العابیدین فهمیدم تو

پارک که امازاده هست میخوابه


ببین من کجام این کجاست


ببین ....... کجان این کجاست


ببین ...... کجان این کجاست


ببین ....... کجان این کجاست


ببین وزرا کجان این کجاست


ببین وکلا کجان این کجاست


فرشته خودش بود نه من / من اندر خم یه کوچه

ویلانم اما او با خدای خودش


عهد و پیمانی دارد


خوش بسعادتش که براش حسودیم شد/ چون از سفره


خدا روزی میخورد


نه از بیت المال / نه از چاپلوسی و ریا


نه ادم فروشی / نه از خود فروشی و مزدوری


برای خود شیفتگان


الحمد الله رب العالمین و العاقبتو للمتقین


شکر خدای عالمیان را و عاقبت از ان متقین است


فرم ارسال نظر



  ارم بلاگ   |   برترین وکیل  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله