۱۰ سال پیش
» شوخی دانشجویی با حافظ شیرین کلام
شوخی دانشجویی با حافظ شیرین کلام

یه سفردانشجویی رفته بودیم شیراز،خیلی خوش گذشت،همیشه دوست داشتم
شیراز رو ببینم وقتی رسیدیم بعد استراحت با دوستام رفتیم حافظیه ...
ما 6 تا دختر مجرد بودیم كه تصمیم گرفتیم سر قبر حافظ فال بگیریم!
بعد ازاينكه هممون يدور فال گرفتیم
باخنده گفتم:
بچه ها بیاین ببینیم اگه حافظ زنده بود كدوم یكی ازما رو ميگرفت?
وبا كی ازدواج ميكرد!?همه خندیدیم
بعد نیت كردم وصفحه فال مورد نظر رو بازكردم..
داشتم شعر رو میخوندم كه رسیدم به یه بیت خاص!!!
چشام ازشدت تعجب٤تاشد..زبونم بند اومده بود ..چیزی كه میدیدم
روباور نمي كردم!!
دوستام گفتن بخون دیگه چرا ادامه نمیدی?!
ومن اين بیت شعر روبلند براشون خوندم..
"شهریست پركرشمه و خوبان ز شش جهت
چیزیم نیست ورنه خریدار هر ششم!!"
ودراون لحظه بود كه تصمیم گرفتم دیگه ههیچوقت باحافظ شوخي نكنم.!


وبلاگ زندگی عاشقانه