۹ سال پیش
» نور، این «ذره – موج» پُر از زیبایی و راز

نور، این «ذره – موج» پُر از زیبایی و راز
اجسامی که دور از یکدیگر قرار دارند علاوه بر بُعد فضا در بُعد
زمان نیز با هم فاصله دارند.
حتی منظرهای که از ماه میبینیم تاریخ گذشته است؛
یعنی از ماه، نه آن چه را که اکنون هست
بلکه، آن چه را که ۲۸/ ۱ ثانیه پیش بوده، میبینیم.
در ژرفای فضا تأخیر در انتقال نور اهمیت مییابد.
![[Image: jFdn23e.gif]](https://i.imgur.com/jFdn23e.gif)
پیش از پرداختن به موضوع اصلی این بحث - نور
از منظر فیزیک و اندازهگیری سرعت آن - و اشاره
به «اوله رومر» Ole Rømer اخترشناس دانمارکی
که ۳۴۰ سال پیش در چنین روزهایی نشان داد
سرعت نور قابل اندازهگیری است، بیاد بیاوریم
هر زیبایی که به چشم ما میآید از پرتو نور و
روشنایی است وگرنه در تاریکی، زیبایی مفهومی
ندارد. اگر نور نبود رابطه ما با جهان و هرچه در آن
است قطع میشد. نور و رنگ را از نگارگری و
معماری یا زیباییهای طبیعت، چون فصل بهار و
برگ خزان و سپیدی برف و آسمان آبی بگیریم
چه چیز میماند جز سیاهی و ظلمت؟
تابلوهای نقاشی ال گرکو، ون گوگ، پیکاسو،
رامبرانت...، سالوادور دالی، کلود مونه، گوستاو
کلیمت، لئوناردو داوینچی و فرانسیسکو گویا و
کمال الملک، بدون رنگ و نور، جلوه و معنا ندارند.
«حکمت»ی که امثال سهروردی و نجم الدین کبری
بنیاد نهادند مبتنی بر نور بود. هیچ شاعر و نویسنده
و هنرمندی نیست که از نور نگفته و آن را به تصویر
نکشیده باشد. هیچ زندانی سیاسی نیست که
رهایی از خفقان و رسیدن به نور در رؤیاهای او نباشد.
در همه جای دنیا از گذشتههای دور تا همین امروز
فرهنگورزان و آزادیخواهان در برابر استبداد و ظلمت شبانه،
گل صبح و نور و روشنی را برجسته کرده و ندا دردادهاند
از درون شب تار میشکوفد گل صبح.
پرومته نور را از آسمان به زمین آورد. از هومر و دانته
و گوته تا ولتر و شکسپیر و تولستوی، از خورخه لوئیس
بورخس و پاپلو نرودا و توماس بورخه تا گابریل گارسیا
مارکز و محمود درویش و کازانتزاکیس و تاگور...
همه در پی نور بودهاند.
رّد پای نور در اشعار مولوی، حافظ، سعدی، شاملو،
مهدی اخوان ثالث، همچنین فریدون مشیری،
هوشنگ ابتهاج، سهراب سپهری، میم آزرم(نعمت میرزازاده)، اسماعیل یغمایی و...دیگران پیداست.
کی ببینی سرخ و سبز و فور را
تا نبینی پیش ازین سه نور را
پس به ضد نور دانستی تو نور
ضد ضد را مینماید در صدور
...
ده چراغ ار حاضر آید در مکان
هر یکی باشد بصورت غیر آن
فرق نتوان کرد نور هر یکی
چون به نورش روی آری بیشکی
...
صحبت حکام ظلمت شب یلداست
نور ز خورشید جوی بو که برآید
بلبل عاشق تو عمر خواه که آخر
باغ شود سبز و شاخ گل به بر آید
...
نور ستارگان ستد روی چو آفتاب تو
دست نمای خلق شد قامت چون هلال من
پرتو نور روی تو هر نفسی به هر کسی
میرسد و نمیرسد نوبت اتصال من
همنشین بهار


وبلاگ زندگی عاشقانه