تبلیغات در ارم بلاگ


» مهر خدایی دردل

مهر

 

 

داشتم میرفتم خونه دیدم چند نفری جلو مغازه ی حاج عزت

جمع شدن چون عادت ندارم تماشگر باشم  یا تو کارهای دیگران

دخالت بکنم فقط یه نگاهی کردم دیدم حاجی قدرت داره

به حاجی عزت بد و براه میگه خدایی از ته دلم ناراحت شدم چون 

با حاج عزت که مومن و تو جبهه هم باهم بودیم  خیلی ارادت دارم

فرداش به پسرم گفتم رفت حاج قدرت و صدا کرد اومد نشستیم

بعد احوالپرسی گفتم حاجی دیروز خیلی ازت ناراحت شدم

از تو بعید  بود تو ملاء عام به یک مسلمانی توهین کنی گفت اخه

نمیدونی بهم تهمت زد گفتم ببین حاجی جان اولا تهمت زنی

تو ایران متاسفانه یک فرهنگ شده

دوما تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها

عوض این کارهای زشت که شخصیت خودت

هم در دید دیگان خدا بدکردی میرفتی تو ،دوستانه میپرسیدی

حاجی عزت چرا این حرفو بهم زدی اگر دلیلی داشت خوب بهش

توضیح میدادی اگر اشتباه میکرد حتما ازت عذر خواهی میکرد دیگه

این الم شنگه ها بوجود نمی امد دیدم سرشو انداخت

پائین چیزی نگفت ، فهمیدم هنوز مهر خدایی در ته دلش

هست که گفته ام به دلش نشست گفت اگه زحمت نباشه

با هم بریم هم ازش بپرسم هم ازش عذر خواهی بکنم

با هم رفتیم مغازه ی حاج عزت، گفتم مومن اومدیم مشگل 

دیروز حلش کنیم چرا بهش گفتی تو نونت حرامه؟

گفت حاجی اجازه بدی با خودش صحبت کنم

گفتم باشه اومدم رفتم نشستم تو ماشین، چشمم هم به مغازه بود

که مشگلی پیش نیاد ، یهو دیدم حاج قدرت داره دست حاج عزت

  میکشه ببوسه رفتم مغازه منو دیدن هردو ایستادن

  بمن نگاه کردن/ یه دفعه حاجی قدرت دستمو کشید

ببوسه گفتم حاجی اینکارا چیه گفت خدا اخرتتو روشن کنه

منو روشن کردی من اشتباه میکردم، با چند نفر هم همچی

کیسی داشتم میرم باهاشون صحبت میکنم حلالیت میطلبم

اره دوستان اگر کسی بهتون تهمت زد عصبی نشین ،

پرخاش نکنید بلکه دلیلشو بپرسید

اگر سندیت داشت توبه کنید و ازش تشکر

اگر هم اشنتباه کرد بهش توضیح بدهید تا

مسئله کشدار و بغرنج نشه


از خدای منان برای هممون ارزوی صبر از درگاهش مسئلت دارم

 

فرم ارسال نظر



  ارم بلاگ   |   برترین وکیل  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله