»
زیباترین شاهزاده زندیه چگونه کشته شد
لُطفعَلی خان زند (۱۱۴۸-۱۱۷۳ خورشیدی) جانشین کریم خان
زند بر سر پادشاهی با هماورد نیرومندش آغا محمدخان قاجار
به نبرد پرداخت و سرانجام از او شکست خورد و با مرگ او
پرونده دودمان زند نیز بسته شد.
وی پسر جعفرخان زند برادر کریمخان بود. او دارای ویژگیهای
برجسته چون خوشسیمایی، دلاوری، نیرومندی و هوش
سرشار بود.
لطفعلی خان را در حالیکه در نبرد با دشمنان زخمهای سختی
بر بازو و پیشانی برداشته بود به کرمان نزد خان قاجار بردند.
او با حال نزار در برابر آقامحمد خان ایستاد، بدو سلام و تعظیم
نکرد. آقامحمد خان دستور داد که اصطبلبانانش وی را مورد
تجاوز جنسی قرار دهند. فردای آن روز وی را درحالیکه جانی
در تن نداشت، و بر روی زمین میکشیدند نزد خان قاجار بردند.
خان قاجار با نیشخند بدو گفت:
هان لطفعلی هنوز هم غرور داری؟ شاه زند که دیگر توان
سخن گفتن نداشت سرش را بالا برد به او گفت:
«من از تو نمیترسم ای اخته فرومایه».
این ایستادگی خان قاجار را به خشم آورد و دستور داد او را
کور کنند.
سپس وی را به تهران بردند و پس از چندی دستور کشتنش را
داد. مرگ وی را به روش خفه کردن نوشتهاند. پیکرش را در
امامزاده زید در بازار قدیمی تهران به خاک سپردند.
وی از شعر و ادب بیبهره نبود شعر زیر منسوب به او میباشد :
یا رب ستدی مملکت از همچو منی
دادی به مخنثی، نه مردی نه زنی
از گردش روزگار معلومم شد
پیش تو، چه دفزنی چه شمشیرزنی
از آنجا که لطفعلیخان با دغلکاریها و شکنجه وحشیانه کشته
شد در نزد مردم به شخصیتی افسانهای همچون چهرههای
شاهنامهای تبدیل شده بود. برای او تصنیفهایی سروده شد
که جهانگردان نیز از آن یاد کردهاند. یکی از این تصنیفها را که
مردم کرمان ساختند و سالها آن را میخواندند این بود :
هر دم صدای نی میاد
آواز پی در پی میاد
لطفعلی خانَم کی میاد؟
روح و روانم کی میاد؟

تصویر قبر لطفعلی خان زند در امامزاده زید تهران


وبلاگ زندگی عاشقانه